عم
The entry is a dictionary list for the word عم
عم Arapça ve farsça anlamları
Arapça - Türkçe sözlük
âmâ; emmi; görmez; kör
Arapça - Türkçe sözlük
I
عَمٍ
1. görmez
Anlamı: görme yetisi olmayan, kör, âmâ
2. kör
Anlamı: görme duygusu olmayan
3. âmâ
Anlamı: kör, görmez
II
عَمّ
emmi
Anlamı: amca
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عَ ] (علامت اختصاری) اختصاری و
رمزی است از «علیه السلام». درود بر او باد.
رجوع به علیه السلام شود.
رمزی است از «علیه السلام». درود بر او باد.
رجوع به علیه السلام شود.
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عَ م م ] (ع مص) فراگرفتن و شامل
شدن: عم القوم بالعطیة؛ بخشش و عطیهٔ او
همهٔ آن قوم را فراگرفت و شامل شد. (از اقرب
الموارد) (از المنجد). و رجوع به عُموم شود.
شدن: عم القوم بالعطیة؛ بخشش و عطیهٔ او
همهٔ آن قوم را فراگرفت و شامل شد. (از اقرب
الموارد) (از المنجد). و رجوع به عُموم شود.
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عَ م م ] (ع اِ) برادر پدر. (منتهی الارب)
(ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (از تاج
العروس) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
برادر پدر، خواه آن برادر صلبی و پدری باشد
یا بطنی و مادری. (از اقرب الموارد). ...
(ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (از تاج
العروس) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
برادر پدر، خواه آن برادر صلبی و پدری باشد
یا بطنی و مادری. (از اقرب الموارد). ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عَ م م ] (اِخ) نام بطنی است که نسب آنان
را به صورتهای مختلف آورده اند. برخی
گویند که آنان در عهد خلافت عمربن خطاب
در بصره نزد بنی تمیم فرودآمدند، و اسلام
آوردند و به همراهی ...
را به صورتهای مختلف آورده اند. برخی
گویند که آنان در عهد خلافت عمربن خطاب
در بصره نزد بنی تمیم فرودآمدند، و اسلام
آوردند و به همراهی ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عَ م م ] (اِخ) موضع و دهی است میان
حلب و انطاکیه، و عکاشةبن عبدالصمد عمی
ضریر شاعر، بدانجا منسوب است. (از تاج
العروس) (از منتهی الارب). ابن بُطلان بغدادی
(متوفی در سال ۴۴۴ هـ . ق. ...
حلب و انطاکیه، و عکاشةبن عبدالصمد عمی
ضریر شاعر، بدانجا منسوب است. (از تاج
العروس) (از منتهی الارب). ابن بُطلان بغدادی
(متوفی در سال ۴۴۴ هـ . ق. ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عِ م م ] (اِخ) موضع و دهی است در حلب
(این غیر از عَمّ است)، و جعفربن سهل عمی و
بشران بن عبدالملک عمی منسوب بدانجا
هستند. (از تاج العروس) (از منتهی الارب).
(این غیر از عَمّ است)، و جعفربن سهل عمی و
بشران بن عبدالملک عمی منسوب بدانجا
هستند. (از تاج العروس) (از منتهی الارب).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عُ م م ] (ع اِ) خرمابن دراز. (منتهی
الارب) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (از
اقرب الموارد). نخل دراز که درازی و پیچیدن
آن کامل شده باشد. (از لسان العرب) (از تاج
العروس) (از متن اللغة). عَمّ. ...
الارب) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (از
اقرب الموارد). نخل دراز که درازی و پیچیدن
آن کامل شده باشد. (از لسان العرب) (از تاج
العروس) (از متن اللغة). عَمّ. ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ عُ م م ] (ع ص، اِ) جِ عَمّاء. رجوع به عَمّاء
شود. || جِ عَمیمة. رجوع به عَمیمة شود.
شود. || جِ عَمیمة. رجوع به عَمیمة شود.