شادمانی
The entry is a dictionary list for the word شادمانی
شادمانی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
(حامص مرکب) نشاط.
خوشحالی. شادی. شادانی. خرمی. سرور.
مسرت. انبساط. بشاشت. ابتهاج. فرح.
بهجت. عشرت. طرب. در مقابل نژندی و
غم :
ازو شادمانی ازویت غمست
ازویت فزونی ازویت کمست.فردوسی.
شد از شادمانی رخش ارغوان
که تن را جوان دید و دولت جوان.فردوسی.
به ...
خوشحالی. شادی. شادانی. خرمی. سرور.
مسرت. انبساط. بشاشت. ابتهاج. فرح.
بهجت. عشرت. طرب. در مقابل نژندی و
غم :
ازو شادمانی ازویت غمست
ازویت فزونی ازویت کمست.فردوسی.
شد از شادمانی رخش ارغوان
که تن را جوان دید و دولت جوان.فردوسی.
به ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
(اِخ) عبیداللََّه بن ابی احمد
عاصم بن محمد الشادمانی الحنیفی، مکنی به
ابوسعد از ابوالحسن علی بن الحسن الداودی و
دیگران سماع حدیث کرد. ابوالقاسم هبةاللََّه بن
عبدالوارث الشیرازی از وی حدیث شنید. بعد
از سنهٔ ۴۸۰ هـ . ق. درگذشت. (از ...
عاصم بن محمد الشادمانی الحنیفی، مکنی به
ابوسعد از ابوالحسن علی بن الحسن الداودی و
دیگران سماع حدیث کرد. ابوالقاسم هبةاللََّه بن
عبدالوارث الشیرازی از وی حدیث شنید. بعد
از سنهٔ ۴۸۰ هـ . ق. درگذشت. (از ...