Şaver - شاور
The entry is a dictionary list for the word Şaver - شاور
شاور Arapça ve farsça anlamları
Arapça - Arapça sözlük Metni çevir
معجم اللغة العربية المعاصرة
شاورَ يشاور، مُشاورةً، فهو مُشاوِر، والمفعول مُشاوَر
• شاور عقلَه ونحوَه: استرشد بشيء واتّخذه هاديًا له ومُوجِّهًا "شاور ضميرَه".
• شاور فلانًا في الأمر: استشاره، طلب رأيَه ونصيحتَه فيه "إذا شاورت العاقلَ صار عقلُه لك- وإن بابُ أمرٍ عليك التوى ... فشاور حكيمًا ولا تعصِهِ- {وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ}".
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وو ] (اِ مرکب) صورت دیگری از
کلمهٔ شاپور است. (از فرهنگ جهانگیری).
کلمهٔ شاپور است. (از فرهنگ جهانگیری).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وو ] (اِخ) ندیم و مصاحب خسرو
پرویز، آنکه رابط میان خسرو و شیرین در
عشق بوده است. (فرهنگ شعوری ج ۲ ص
۱۲۱):
برفتن هم رکاب شاه شاور
همی کرد از سخن کوته ره دور.
امیرخسرو (از جهانگیری).
|| ...
پرویز، آنکه رابط میان خسرو و شیرین در
عشق بوده است. (فرهنگ شعوری ج ۲ ص
۱۲۱):
برفتن هم رکاب شاه شاور
همی کرد از سخن کوته ره دور.
امیرخسرو (از جهانگیری).
|| ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وو ] (اِخ) ابن مجیربن نزار، ملقب به
ابوشجاع. وی در عهد خلافت العاضد لدین اللََّه
فاطمی در مصر دو نوبت بمقام وزارت رسید
نخست در سال ۵۵۸ هـ . ق. و نوبت دوم در
سال ۵۶۰ هـ . ق. ...
ابوشجاع. وی در عهد خلافت العاضد لدین اللََّه
فاطمی در مصر دو نوبت بمقام وزارت رسید
نخست در سال ۵۵۸ هـ . ق. و نوبت دوم در
سال ۵۶۰ هـ . ق. ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وو ] (اِخ) فرزند فضل بن محمد ملقب
به ابوالاسوار. یکی از وزیران الب ارسلان
سلجوقی است و از طرف الب ارسلان
حکومت ارمینیه را در سال ۴۵۷ هـ . ق. بدست
آورد و ...
به ابوالاسوار. یکی از وزیران الب ارسلان
سلجوقی است و از طرف الب ارسلان
حکومت ارمینیه را در سال ۴۵۷ هـ . ق. بدست
آورد و ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وو ] (اِخ) رودی است در خوزستان.
(یادداشت مؤلف). رجوع به شاوور شود.
(یادداشت مؤلف). رجوع به شاوور شود.
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ وَ ] (اِخ) نام کوهی است واقع در
قسمت جنوبی ایالت استراباد و در مسیر
علیای رودخانهٔ نکا و در حدود سه فرسخی
شمال غربی بسطام. (از سفرنامهٔ رابینو بخش
انگلیسی ص ۵۹ و ۷۸ و ترجمهٔ فارسی آن
ص ...
قسمت جنوبی ایالت استراباد و در مسیر
علیای رودخانهٔ نکا و در حدود سه فرسخی
شمال غربی بسطام. (از سفرنامهٔ رابینو بخش
انگلیسی ص ۵۹ و ۷۸ و ترجمهٔ فارسی آن
ص ...
Arapça - Fransızca sözlük Metni çevir
شاوَرَ
['ʃaːwara]
v
إِسْتَشارَ consulter, demander conseil
◊
شاوَرَهُ في أُمورِ العائِلَةِ — Il l'a consulté à propos des affaires de la famille.
Arapça - Rusca sözlük Metni çevir
شَاوَرَ
п. III
1) просить совета; советоваться, совещаться, консультироваться
2) подавать, делать знаки (кому لـ чем بـ)