mista - مسطع
The entry is a dictionary list for the word mista - مسطع
مسطع Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ مِ طَ ] (ع ص) فصیح. (منتهی
الارب). خطیب مسطع مصقع؛ یعنی بلیغ و
متکلم. (از اقرب الموارد).
الارب). خطیب مسطع مصقع؛ یعنی بلیغ و
متکلم. (از اقرب الموارد).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir
[ مُ سَ طْ طَ ] (ع ص) بعیر مسطع؛
شتر باداغ. (منتهی الارب). شتر که بوسیلهٔ
«سطاع» داغ شده باشد. (از اقرب الموارد).
شتری که در گردن وی به درازا داغ کرده
باشند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تسطیع
شود.
شتر باداغ. (منتهی الارب). شتر که بوسیلهٔ
«سطاع» داغ شده باشد. (از اقرب الموارد).
شتری که در گردن وی به درازا داغ کرده
باشند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تسطیع
شود.